X
تبلیغات
رایتل

آواز قو..

دست نوشته هایم در روزهای تنهایی....

سکوت مرگبارم را...


 نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد؟

نمی خواهم بدانم کوزه‌گر از خاک اندامم

چه خواهد ساخت؟

ولی بسیار مشتاقم

که از خاک گلویم سوتکی سازد،

گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش

و او یکریز و پی در پی،

دَم گرم ِخوشش را بر گلویم سخت بفشارد،

و خواب ِخفتگان خفته را آشفته تر سازد،

بدینسان بشکند در من،

سکوت مرگبارم را...!



تاریخ ارسال: دوشنبه 31 خرداد 1395 ساعت 20:26 | نویسنده: زهرا سادات .. | چاپ مطلب
نظرات (4)
سه‌شنبه 1 تیر 1395 11:22
مرادعیسوند
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام حال شما.طاعات و عبادات قبول.آپم خواستی سری بزن
پاسخ:
سلام مهربان..
طاعات شمانیز قبول..
چشم حتما.
سه‌شنبه 1 تیر 1395 06:37
علی رفیعی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
چقد فضای وبلاگت حزن انگیز شده امیدوارم دلت شاد باشه .
پاسخ:
اگر دلم شاد بود ...
فضای حزن انگیز هرگز انتخاب نمی کردم...
دوشنبه 31 خرداد 1395 23:21
احمد-ا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
گمانم که
ز مرگ هر کس ...
که
نقطه ی زندگی نامش بر نوشته شد ز نقاشی
سکوت هر کس
تولدش گردد ...
و
ره او
ادامه می یابد ...
که
تا
خدا هست ...
زندگی باش
پاسخ:
دوشنبه 31 خرداد 1395 20:43
شهر عشق
امتیاز: 0 0
لینک نظر
گویند که دوزخی بود عاشق و مست / قولیست خلاف، دل در آن نتوان بست
گر عاشق و مست، دوزخی خواهد بود/ فردا بود بهشت همچون کف دست
پاسخ:
ممنون از حضور زیبای شما..
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.