X
تبلیغات
رایتل

آواز قو..

دست نوشته هایم در روزهای تنهایی....

فرشته و شاهزاده...


فرشته ای تو خوابی رفت که

تنها بود یه شاهزاده... 

-بهش می گفت بمون پیشم دلم با بودنت شاده... 

شاده بیدار هنوزم خیسه گونه هاش نداره همدمی تاکه 

کنه تکیه به شونه هاش.... 

چشاشو واکردو فهمید که تمومش یه خیاله... 

آرزو کردو تعبیر شد براش خوابی که محاله......... 

-بهش می گفت تو واس من همونی که دلم می خواد... 

فرشته عاشقش شدو چه راحت جونشم می داد... 

گذشت واسش شبایی که تو خواب و رویاش می دید.. 

اونم تنها شدو همش پرای بالشو می چید... 

آرزو ش بود که توی خواب تموم می شد این سرنوشت... 

واس عشق زمینیش نتونست بره تو بهشت....

 

تاریخ ارسال: شنبه 8 خرداد 1395 ساعت 15:54 | نویسنده: زهرا سادات .. | چاپ مطلب
نظرات (3)
چهارشنبه 12 خرداد 1395 10:12
دل سوختگان
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام مهربانوی مهربان . . .
سروده های شما بسیار زیبا هستند و دلنشین . . .
سپاس و درودهای بی پایان بر شما . . .
موفق باشید . . .
انشاا... .

پاسخ:
سلام مهربان...
وسپاس فراوان از حضور زیبای شما و
ممنون از حسن نظره شما..
سایه تان مستدام.
شنبه 8 خرداد 1395 20:22
احمد-ا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خدایا !!!!
چنان کن که ...
فرشته ی تو ...
حالا که
پاهاش رو زمینه ...
نوبت عشق و عاشقیشه
دستهایش رو آسمان ، با دستهای تو
گره بخوره ...
آمین یک رب العالمین
پاسخ:
آمین یارب العالمین.
شنبه 8 خرداد 1395 19:43
علی رفیعی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
احساس بی نظیر
ممنون که هستی
پاسخ:
...
ممنون از حضور زیبای شما.
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.