X
تبلیغات
رایتل

آواز قو..

دست نوشته هایم در روزهای تنهایی....

با صدای پای تو...اما...


مانده است با من دلی تنها


اسیر تو


در این سردابه وحشت و تنهایی


در این شب ها که چشم آسمان در انتظار رویت برق نگاهش


می شمارد لحظه ها را با غمی پنهان


در این کاشانه غربت


کز در و دیوار و آسمانش درد می بارد


خنده هایش زهر خندی تلخ


و بعد از رفتن ات خورشید هم از آسمانش رفت


و شب با روز یک سان شد


با صدای پای تو . . . اما


می توان امید خورشیدی فروزان داشت


می توان خندید


می توان مهمان شادی شد


با . . صدای . . پای تو . . . . اما 

 

                                     (خسرو فیضی)


تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 9 اردیبهشت 1395 ساعت 10:43 | نویسنده: زهرا سادات .. | چاپ مطلب
نظرات (6)
پنج‌شنبه 23 اردیبهشت 1395 00:45
maniya
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خیلی هم عالی
:-D
جمعه 10 اردیبهشت 1395 22:05
pouya
امتیاز: 0 0
لینک نظر
بسیار زیبا
پاسخ:
جمعه 10 اردیبهشت 1395 21:32
یاس ارغوان_مجتبی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
زیبا بود مهربان
پاسخ:
ممنون از شما مهربان..
پنج‌شنبه 9 اردیبهشت 1395 17:30
نرگس
امتیاز: 0 0
لینک نظر
شعر خیییلی قشنگی بود فقط عکسش برای من نمیاد.
پاسخ:
عزیزم...
ممنون.
دوباره تلاش کن.
پنج‌شنبه 9 اردیبهشت 1395 16:54
احمد-ا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
عاشقانه های انتخابی ات
گل را به
سر منزل گلدان می رساند دنیا
پاسخ:
پنج‌شنبه 9 اردیبهشت 1395 11:03
زهرا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
مطلبت قشنگه
پاسخ:
ممنون گل من.
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.